خرید بک لینک
چون پاییزه ، و پاییز تو رو یاد من میآره.* توی ترافیک چمران، دندهی ماشین رو عوض میکنم و به تو نگاه میکنم. نگاه میکنم و انگار بار اولی است که تو را دیدهام. میلرزم و یخ میکنم. شاید بخاطر با

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: جمعه 23 آبان 1399 ساعت: 3:27

با رفتنت من باختم 

گویی تمام عمر را 

یک میخواستم و تاس میریختم 

هفت هم آمد ! من ندیدم یک را 

مجتبا


موضوعات مرتبط: موجِ نارنجی ، داستان کوتاه

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: جمعه 23 آبان 1399 ساعت: 3:27

سالن انتظار فرودگاه ، مزخرفترین مکانِ روی زمینه. دلهره موندن، دلتنگی رفتن، جوری ذهنت رو میخوره که به مرز دیوونگی میرسی. تا اینجای زندگی تو همهی این رفتنها، برگشتنی هم بود. نمیتونی بفهمی کی این د

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: جمعه 23 آبان 1399 ساعت: 3:27

صفحه بندی